آفتابا٬ چه خبر؟
این همه راه آمدهای٬
که به این خاک غریبی برسی؟
ارغوانم را دیدی سر راه؟
مثل من پیر شدهست؟
چه به او گفتی؟ او با تو چه گفت؟
نه ٬ چرا میپرسم.
ارغوان خاموش است.
دیرگاهیست که او خاموش است.
آشنایان زبانش رفتهند.
ارغوان ویران است
هردومان ویرانیم.
سایه٬ کلن- خرداد ۹۶
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی