اسم من خورشید است. غروبها با یکلیوان شیرکاکائو مینشینم روی کابینت آشپزخانه٬ پیشانیام را میچسبانم به شیشهی سرد پنجره٬ چشم میدوزم به آن تکهی آسمان که از اینجا پیداست٬ تا وقتی که تاریک تاریک بشود.
برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت: 23:40