اینجا خاطر بارون, عزیزه. وقتی میرسه، همه همدیگه رو صدا میکنند به تماشا. دست میبرند به نشستن قطرهها. عطرش رو به جون میکشند و زیر لبی دعا میخونند. بارون, رحمت خداست. بارون, یعنی خدا بار دیگه به ما نظر کرده. من خراسونیام. هرچی ترانه میدونم از بارون, از ننههای خوندلخورده و عاشقای خستهدله. بارون, ولی زخمها رو بهبود میده. غصهها رو با خودش میشوره. اینجا بارون, مرهمه. برای اومدنش چشمانتظاری میکشیم. بارون, دعای مستجابشدهی ماست.
زمزمهی بارون, امساله: بشنوید
زمزمهی بارون,ی شما چیه؟
خ.سلام.
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی