از پیادهروی اون سمت دست تکون داد و بدو بدو از خیابون رد شد. در حین درگیری با آستین چپ ژاکت زرشکیهش سلام داد و گفت : از کی اینجایی؟ دوباره یه ساعت زودتر اومدی؟ بابا آخه برای چی انقدر زود میای که معطل شی؟ اگه دیر بشه هم خب من منتظرت میمونم.
که بهش گفتم ساکت شه و راه بیوفته٬ استرس دارم.
خ. دلم تنگ شده بود.. :)
برچسب: الان,ساعت,زودتر,رسیدم,متروی,فردوسی,
نویسنده: ساناز رضایی
تاريخ: شنبه
28 مرداد
1396 ساعت: 12:01